داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو
داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو

روانشناسی جالب انگشتان پا !


روانشناسی جالب انگشتان پا !





برخی بر این باورند که هر یک از انگشتان پا ، بسته به اینکه در پای چپ هستند یا راست نشانگر خصوصیات خاصی از افراد هستندو چگونگی خصوصیات فرد را به نمایش می گذارد:

**پای راست**

انگشت بزرگ: خوشحالی

انگشت دوم : آرزو

انگشت سوم: روحیه جنگجویی

انگشت چهارم: ارتباط با دیگران

انگشت کوچک: ترسیدن

**پای چپ**

انگشت بزرگ: ناراحتی

انگشت دوم: احساسات

انگشت سوم: هوش

انگشت چهارم: محبت

انگشت کوچک: اعتماد


*** بنابراین اگر انگشت خاصی کوتاه است ،شما در مقایسه با صفات دیگر ، با آن مورد مشکل دارید.

پاهایی با انگشتان تیز عدم تعادل را نشان می دهد. انگشت پاهای گرد در قست بالای انگشت نشان گر همدلی و تمایل به جهت احساسات است و در عین حال انگشت هایی که در قسمت بالا مربع شکل هستند به آن معنی است که گرایش شما به کارهای عملی تر بیشتر است.

انگشتان پایی که به سمت یکدیگر خم شده اند به آن معنی است که فرد از اعتماد به نفس کمی در آن محدوده برخوردار بوده و از اینکه مسئولیتش را بپذیرد می هراسد. به گزارش پرشین وی انگشتان کج نشانگر انطباق یافتن سریع با افکار و عقاید دیگران است تا آنکه خودش به شخصه بر روی یک عقیده باشد.


 

ادامه مطلب ...

نوشته هایی بادل شکسته !


نوشته هایی بادل شکسته !



سخته بگی سخته و کسی نباشه بگه چرا؟چته؟چی سخته؟نترس من هستم
سخته سختیاتو تنهایی به دوش بکشی .



سخته وقتی میدونی سختیا با بودن یکی دیگه , دیگه سختی نیست و اون نیست .
رفت
خیلی راحت رفت
صدای قلبمم نشنید صدای خورد شدنشو
شایدم چون برگای پاییزی زیر پاش بود صدا رو نشنید
شاید دلیل نشنیدنش فریاد های من بود که میگفتم نرو


شاید چون.......
شاید.......
تو بگو دلیلشو
دلیلی داری برای گفتن؟
برای رفتن . برای شکستن یه احساس . یه باوری که ترک برداشت.....
شاید ندونستن دلیلش برام بهتر باشه


شاید اگه بدونم دیگه منتظر نمونم که عقربه های ساعت بودنمو محکوم کنن
منم میرم
همونطور که از یادت رفتم
میرم تا دیگه سنگینیه بغضامو تو گلوم تحمل نکنم
تا اون همه خاطره رو به دوش نکشم . شکستم زیر این خاطره ها


میرم تا با بستن پلکام اون صورت پاکت بهم لبخند نزنه
میرم تا تو سکوتم صدات تو گوشم نپیچه
میرم تا انبوه گلای رز تو گلدون اتاقم لمس دستاتو برام یاد اوری نکنن
خداحافظ
برای همیشه
تا ابد



چقدر سخته تو چشمای کسی که قلبتو بهش دادی و به جاش یه زخم همیشگی به دلت داده ، زل بزنی و به جای اینکه لبریز از نفرت بشی حس کنی هنوزم دیوونشی و دوستش داری



چقدر سخته که دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده



چقدر سخته که تو خیالاتت ساعت ها باهاش حرف بزنی ولی وقتی دیدیش هیچی جز سلام نتونی بگی



چقدر سخته که وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه تو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز...

زندگی دکتر علی‌ شریعتی در یک نگاه


زندگی دکتر علی‌ شریعتی در یک نگاه



۱۳۱۲- تولد دوم آذر ماه 1312 در روستای کاهک

۱۳۱۹- ورود به دبستان "ابن یمین"
۱۳۲۵- ورود به دبیرستان فردوسی مشهد
۱۳۲۷- عضویت در کانون نشر حقایق اسلامی
۱۳۲۹- ورود به دانشسرای مقدماتی مشهد
۱۳۳۱- اتمام دوره دانشسرا و استخدام در اداره فرهنگ مشهد
         بنیانگذاری انجمن اسلامی دانش آموزان
         شرکت در تظاهرات خیابانی علیه حکومت موقت قوام و دستگیری کوتاه مدت
۱۳۳۲- عضویت در نهضت مقاومت ملی
۱۳۳۳- اخذ دیپلم ادبی
         انتشار کتاب (ترجمه) نمونه‌های عالی اخلاقی در بحمدون اثر کاشف الغطاء
۱۳۳۴- انتشار کتابهای "ابوذر غفاری" و "تاریخ تکامل فلسفه"
         ورود به دانشکده ادبیات مشهد
۱۳۳۶- دستگیری به همراه ۱۶ نفر از اعضای نهضت مقاومت در مشهد
۱۳۳۷- فارغ التحصیل از دانشکده ادبیات با احراز مقام اول
         ۲۴ تیر ماه: ازدواج با همکلاس خود بنام (بى بى فاطمه) شریعت رضوی
۱۳۳۸- اعزام به فرانسه با بورس دولتی بدلیل کسب رتبه اول
         تولد اولین فرزندش "احسان"
         پیوستن به سازمان آزادیبخش الجزایر
۱۳۳۹- ملحق شدن همسر و فرزند در فرانسه
         زندانى شدن در پاریس بخاطر مبارزاتش در راه آزادى الجزایر
۱۳۴۰- همکاری با کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، جبهه ملی، نهضت آزادی و نشریه ایران آزاد
۱۳۴۱- مرگ مادر
         تولد دومین فرزندش "سوسن" (زرى)
         آشنائی با افکار فانون نویسنده انقلابی آنتیلی الاصل و عضو جبهه نجات بخش الجزایر و کتاب دوزخیان روى زمین
         آشنائی با ژان پل سارتر
۱۳۴۲- تولد سومین فرزندش "سارا"
         اتمام تحصیلات و اخذ مدرک دکترا در رشته تاریخ و گذراندن کلاسهاى جامعه شناسی
۱۳۴۳- بازگشت به ایران و دستگیری در مرز و انتقال به زندان قزل قلعه
         پایان انتظار خدمت و از شانزدهم شهریور ماه انتصاب مجدد در اداره فرهنگ
۱۳۴۴- انتقال به تهران بعنوان کارشناس و بررسی کتب درسی
۱۳۴۵- استادیاری رشته تاریخ در دانشگاه مشهد
۱۳۴۷- آغاز سخنرانی‌هاى او در حسینیه ارشاد و دانشگاه‌ها
         انتشار کتابهاى "اسلام شناسى مشهد" مجموعه آثار ۳۰ و "از هجرت تا وفات"
۱۳۵۰- تولد چهارمین فرزندش "مونا"
۱۳۵۱- تعطیل حسینیه ارشاد و ممنوعیت از سخنرانى
۱۳۵۲- معرفی خود به ساواک و هجده ماه زندان انفرادی در کمیته شهربانی
۱۳۵۴- خانه نشینی و آغاز زندگی سخت در تهران و مشهد
۱۳۵۶- هجرت به اروپا و شهادت

سرانجام دکتر علی شریعتی در ۲۹ خرداد ۱۳۵۶ (36 سال پیش در چنین روزی) در سن چهل و چهارسالگی در حالی که سه هفته از سفرش به انگلستان می‌گذشت، در ساوت‌همپتون به شکل مشکوکی درگذشت. دلیل رسمی مرگ وی انسداد شرائین و نرسیدن خون به قلب اعلام شد؛ هرچند مرگ وی به دلیل نداشتن سابقهٔ بیماری قلبی، عدم کالبدشکافی و اعلام نتیجه سریع و خبرداشتن سفارت ایران در لندن از مرگ وی قبل از اعلام رسمی خبر مشکوک بود. شریعتی وصیت کرده بود که وی را در حسینیهٔ ارشاد دفن کنند ولی هم‌اکنون در قبرستانی کنار آرامگاه حضرت زینب کبری در شهر دمشق سوریه نگهداری می‌شود.


 

ادامه مطلب ...

س ام اس خنده دار ، اس ام اس سرکاری جدید2013

جوک و اس ام اس جدید

وقتی شما تلفنتونو جواب نمیدین یا گوشیتون خاموشه

پدر و مادر چه فکری میکنن؟

۵۰% شما مُرده اید!

۴۹٫۵% شما دارید میمیرید!

۰٫۵% صدای زنگتونو نمیشنوید یا شارژ گوشیتون خالی شده!

.

.

.

پیامک خنده دار

امیدوارم غمهایتان ” قربان ” شادیهایتان گردد

عید قربان بر شما مبارک

.

.

.

احتیاط کنید

خاکی بودن آسفالت شدن را در پی دارد !

.

.

.

sms خنده دار

سلام

با توجه به اینکه گلچین روزگار ، عجب خوش سلیقه است

همش نگرانم به قرآن !

.

.

.

اس ام اس سرکاری

از اینکه تو یکی دو ماه گذشته بارون نیمد از همتون عذر می خوام

واقعاً وقت نکردم ماشینم رو بشورم!

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های خنده دار

غضنفر رستوران می زنه

واسه تبلیغ جلو درش می نویسه

 هزار تومن بده مثل خر بخور !!

.

.

.

اس ام اس جوک

سلامتی‌ اونایی که تا میان دخالت کنن همه بهشون میگن

تو یکی‌ دیگه خفه شو !

.

.

.

پیامک جوک

قبول دارین : ۳ ساعت تو اتاق میشینی درس میخونی

هیچکس نمیگه خسته نباشی

ولی یه ثانیه موبایلت رو بر میداری ببینی کی sms داده

بابات میاد میگه : خسته نباشی !

.

.

.

جوک کوتاه

موقع مرگ به بچه‌هام می‌گم ده میلیارد تومن گذاشته‌م زیرِ…

بعدش می‌میرم

آی حال میده!

.

.

.

جک جدید

دوست دختر غضنفر  ۳۰۰ کیلو آرایش کرده میگه ببین من چه دافی ام

غضنفر میگه صورتتو بشور لااقل ببینمت !

.

.

.

جدیدترین اس ام اس های طنز

این حرفا چی بود پشت سرم زدی؟

مگه من چه بدی بهت کرده بودم؟

برات متاسفم.نمی بخشمت

خدافظ

”ستادایجاد ترس ودلهره چند ثانیه ای”

.

.

.

پیامک خنده دار جدید

می‌گویند: مثل بچه آدم رفتار کن.

و من هنوز مانده ام که بین هابیل و قابیل کدام را انتخاب کنم…!

.

.

.

فرق افتادن از طبقه اول با طبقه ۱۰ :

طبقه ۱۰ : آ آ آ آ آ آ آ آ آ . . . . . . . . بوووووفففففف . . .

طبقه اول: بوووووفففففف . . . . . . آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ

.

.

.

و خداوند زمین و آسمان را آفرید…

و ساخت بقیه ی چیزا رو به چین واگذار کرد…!!!

.

.

.

روایت داریم تو بهشت همه اجازه دارن تا ظهر بخابن !

.

.

.

دختره تلفن دوست پسرش زنگ میخوره برمیداره جواب میده

یارو میپرسه:شما؟

دختره میگه:من خواهرشم…شما؟؟؟

طرف میگه:من همین الان فهمیدم مادرتم

.

.

.

مردم دنیا زمان رو ۳ حالت مبینن

اما ما ایرانیا ۴ حالت..؛

زمان گذشته ، زمان حال ، زمان آینده، زمـــان شـــاہ !

.

.

.

دقت کرین شبای عروسی تا دهنت پر میشه دوربین میاد روت !؟

گفتم هواست باشه !

.

.

.

یارو خیلی گشنه ش بود از پشت شیشه رستوران نگاه میکنه

میبینه یکی داره کباب میخوره!

با انگشت میزنه به شیشه !

یارو میگه :چته ؟

میگه :پیازهم بخور!

.

.

.

تو روح  همه کسایی که ما اونا رو دوس داریم ولی اونا ما رو دوس ندارن !

اصن خاک تو سرشون !

.

.

.

در خرابه های قلبت کارگری بیش نیستم !

سیمان بفرست کار خوابیده !

.

.

.

وقتی خانومی بهت گفت: “چــــــــــــــــی؟”،

به این معنا نیست که گفته شما را نشنیده.

او در واقع به شما فرصت داده که گفته خود را تغییر دهید!

.

.

.

کسا‌یی که معتقدن اونی که رفته خودش بر میگرده،

نود و نه‌ در صد کفتر بازن!!

مگه کفتره جلده!؟

.

.

.

هیچی به این اندازه اینکه، به مادر یه دختر بگی،

من فکر کردم شما خواهر بزرگشی، یه مادر رو خوشحال نمیکنه !

.

.

.

از نسل سوخته ی ما که گذشت

ولی نسل پدرسوخته ی بعد ما چه کار خواهد کرد !؟

.

.

.

دقت کردین:

تو تاکسی کرایه ماشین آقایون همیشه توی اون جیبیه که کنار یه خانومه!؟

.

.

.
 
ادامه مطلب ...

داستان جالب (قصر پادشاه)2013

در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظمت ستونی نداشته باشد !!!

اما پس از سالها و کار وتلاش و محاسبه ، کسی از عهده ساخت سقف تالار اصلی بر نیامد و معماران مدعی زیادی بر سر این کار جان خود را از دست دادند تا اینکه ناکامی پادشاه او را به شدت افسرده و خشمگین ساخت و دست آخر معلوم شد که معمار زبر دست و افسانه ای به نام سنمار وجود دارد که این کار از عهده او بر می آید …

و بالاخره او را یافتند و کار را به او سپردند  و او طرحی نو در انداخت و کاخ افسانه ای خورنق را تا زیر سقف بالا برد و اعجاب و تحسین همگان را برانگیخت اما درست وقتی که دیواره ها به زیر سقف رسید  سنمار ناپدید شد و کار اتمام قصر خورنق نیمه کار ماند …

مدتها پی او گشتند ولی اثری از او نجستند و پادشاه خشمگین و ناکام دستور دستگیری و محاکمه و مرگ او را صادر کرد تا پس از هفت سال  دوباره سر و کله سنمار پیدا شد .

او که با پای خود امده بود دست بسته و در غل و زنجیر به حضور پادشاه آورده شد و شاه دستور داد او را به قتل برسانند اما سنمار درخواست کرد قبل از مرگ به حرفهای او گوش کنند و توضیح داد که علت ناکامی معماران قبلی در برافراشتن سقف تالار بی ستون این بوده است که زمین به دلیل فشار دیواره ها و عوارض طبیعی نشست می کند و اگر پس از بالا رفتن دیواره بلافاصله سقف ساخته شود به دلیل نشست زمین بعدا سقف نیز ترک خورد و فرو می ریزد و قصر جاودانه نخواهد شد…

پس لازم بود مدت هفت سال سپری شود تا زمین و دیواره ها نهایت افت و نشست خود را داشته باشند تا هنگام ساخت سقف که موعدش همین حالا است مشکلی پیش نیاید و اگر من در همان موقع این موضوع را به شما می گفتم حمل بر ناتوانی من می کردید و من نیز به سرنوشت دیگر معماران ناکام به کام مرگ می رفتم …

پادشاه و وزیران به هوش و ذکاوت او آفرین گفتند و ادامه کار را با پاداش بزرگتری به او سپردند و سنمار ظرف یک سال قصر خورنق را اتمام و آماده افتتاح نمود .

مراسم باشکوهی برای افتتاح قصر در نظر گرفته شد و شخصیتهای بزرگ سیاسی آن عصر و سرزمینهای همسایه نیز به جشن دعوت شدند و سنمار با شور و اشتیاق فراون تالارها و سرسراها واطاقها و راهروها و طبقات و پلکانها و ایوانها و چشم اندازهای زیبا و اسرار امیز قصر را به پادشاه و هیات همراه نشان میداد و دست آخر پادشاه را به یک اطاق کوچک مخفی برد و رازی را با در میان گذاشت و به دیواری اشاره کرد و تکه  اجری را نشان داد و گفت : کل بنای این قصر به این یک آجر متکی است که اگر آنرا از جای خود در آوری کل قصر به تدریج و آرامی ظرف مدت یک ساعت فرو میریزد و این کار برای این کردم که اگر یک روز کشورت به دست بیگانگان افتاد نتوانند این قصر افسانه ای را تملک کنند شاه خیلی خیلی خوشحال شد و از سر شگفتی سنمار به خاطر هنر و هوش و درایتش تحسین کرد و به او وعده پاداشی بزرگ داد و گفت این راز را باکسی در میان نگذار …

ادامه مطلب ...