داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو
داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو

لغت معنی های جدید ! (طنز) سری سوم

کاج : نمایندگی انتشارات گاج در دوبی

هشتگرد : ۵

وایمکس : درنگ چرا؟

شیردان : آنکه شیر خوب را از بد تمیز می دهد

البرز: عربها به « پرز » گویند

چرا عاقل کند کاری‌:‌ یک ضرب المثل شیرازی.

هردمبیل: جایی که در آن بابت هر چیزی قبض صادر میشود

غیرتی: هر نوع نوشیدنی به جز چای

قرتی : نوعی چای که با قر و حرکات موزون سرو میشود

پنهانی : قلمی که جای جوهر با عسل مینویسد

مختلف : مرگ مغزی

کره حیوانی : بیچاره ناشنواست

توله سگ : حاصل تقسیم مساحت سگ بر عرض آن

کراچی : پس تکلیف ناشنوایان چه میشود ؟

یک کلاغ چهل کلاغ : نبردی ناجوانمردانه بین کلاغ‌ها

اسلواکی : نرم و خرامان گام برداشتن

نیکوتین : نوجوانی خوش سیرت

تهرانی: تیکه های هلوی باقیمانده ته آبمیوه

قمقمه : پَ ن پَ قم هالیووده

زنبوردار : کسی که همسر بلوند دارد

کاشمری : در آرزوی ازدواج … …

ژنتیک : ژنی که عامل اصلی تیک زدن در انسان می باشد

خورشت بامیه : مسئولیت پختن خورشت بر عهده من است

خراب : نوعی نوشیدنی حاوی تکه های کوچک خر

مورچه خوار : خواهر مورچه. فحشی که موریانه ها به هم می دهند

خلوص : خروس خونه ی علی دایی اینا

گشتاور: یک سری همسایه نخاله که به هنگام برگزاری مهمانی‌های شبانه پلیس را خبر می کنند.

An Error : خطا در ریدن !

کلیمانجارو : علی دایی خطاب به کریم باقری: کریم اونجارو نگا

ﮐﻮﺭﺗﺎﮊ: پوﺩﺭ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﻳﻲ تاژ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎﻳﺎﻥ

ﻧﻠﺴﻮﻥ ﻣﺎﻧﺪﻻ: ﻧﻠﺴﻮﻥ ﺍﻭﻥ ﻭﺳﻂ ﮔﯿﺮ ﮐﺮﺩﻩ

ﺷﻬﺎﺏ ﺣﺴﻴﻨﻲ: ﺷﻬﺎﺑﻲ ﻛﻪ ﺷﺒﻬﺎﻱ ﻣﺤﺮﻡ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺩﻳﺪﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ

ﻫﻮﺍﮐﺶ: ﻓﺤﺶ ﻧﺎ ﻣﻮﺳﯽ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ (هوا)

ﻓﯿﻠﺴﻮﻑ: (ﻓﯿﻞ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ)ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﺪ ﮐﻪ ﻓﯿﻠﯽ ﺑﯿﻦ ﺷﻤﺎ ﻭ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﯿﺮﺩ

Saturday : ﺭﻭﺯ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺳﺎﻃﻮﺭ

قوانین ورود به اجتماع(جالب و خواندنی)

قوانین ورود به اجتماع (جالب و خواندنی) - www.RadsMs.com

همه  مدرسه‌های دنیا چیزهای مزخرفی هستند. زحمات معلم‌ها و غیره به کنار ولی یک آدم معمولی دوازده سال به مدرسه می رود بدون اینکه یاد بگیرد در جامعه زندگی کند. احتمالا آخرین سه معادله سه مجهولی که یک نفر حل می‌کند در همان دوران راهنمایی است. آخرین جذر هم احتمالا در همان راهنمایی گرفته می‌شود و احتمالا من و شما هیچکدام عدد اتمی آهن را یادمان نیست و به زحمت ممکن است بتوانیم چهار کتاب از سمرقندی نام ببریم.
اما بعد از دوازده سال باید وارد جامعه بشویم. حالا بگویید برویم دانشگاه و بعد از شانزده، هجده یا بیست و دو سال درس خواندن با لیسانس، فوق لیسانس یا دکترا وارد جامعه بشویم… و تازه کلی چیز هست که بلد نیستیم. از یک چک نقد کردن در بانک تا قانون کاری که قرار است بر مبنایش کار کنیم تا حرف زدن با کسی که دوستش داریم.
ما در مدرسه و آن بیست و دو سال خیلی چیزها یاد می‌گیریم اما در خیلی چیزها هم کاملا بی سواد می مانیم. همین شد که تصمیم گرفتم این قوانین را برایتان بنویسم که قبل از ورود به جامعه مرورش کنید. زندگی جدی نیست ولی قانون های بامزه‌ای دارد که در مدرسه درسشان نمی‌دهند. این متن اولین بار در سال ۱۹۹۶ نوشته و چاپ شده و ممکن است بارها و بارها به فارسی ترجمه شده باشد ولی به نظرم ارزش دارم ترجمه آزاد خودم را هم بکنم.

قانون اول

زندگی عادلانه نیست. اینهمه دین و بقیه داستان‌ها برای همین وجود دارند. یک نوجوان یا یک دکتر سی ساله که تازه در شرکتی استخدام شده دائم تکرار می‌کند که «این عادلانه نیست». شاید روزی ۸ بار. قانون اول را تکرار کنید «عدالت مبنای چیز خاصی در دنیا نیست.»

قانون دوم

جهان واقعی ارزش زیادی برای شخصیت شما قایل نیست. بر خلاف مدرسه و خانواده که فکر می کنند شخصیت شما چیز مهمی است، برای محیط کار خروجی از همه چیز مهمتر است و هر کس قبل از اینکه محترم و متشخص باشد، باید کارا باشد. اگر فکر می کنید در مدرسه به شخصیت شما احترام نمی‌گذارند منتظر دنیای واقعی باشید تا نظرتان اصلاح شود. اگر فکر می کنید عدم احترام عادلانه نیست، به قانون یک رجوع کنید.

شعر زیبای “دبستانی ترین احساس من”

شعر زیبای
شعر بسیار زیبا و پر مفهوم که ارزش یک بار خوندن رو داره
به همراه عکس

ای دبستانی ترین احساس من

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود


درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود


با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید

تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پرازتصمیم کبری میشدیم


پاک کن هایی زپاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود


مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی   با پا روی برگ
همکلاسی‌های من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید


همکلاسی‌های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم
یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ‌ها که بودش روی دوش
ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن
دوستان دهه شصتی !

جوک و اس ام اس به زبان شیرین آذربایجانی

دئمیشدیم؛ گئدرسن من اوللم سن سیز

سن گئتدون من اولمدیم!! باغیشلا منی !

معنی :

گفته بودم  اگه بری من میمیرم بی تو

تو رفتی…. من نمردم!! ببخش منو !

.

.

.

گونده منه باش ووران ایندی منه داش وورور.

ایندی منه داش ووران اوزگلره باش وورور.

اوزگه اگر داش وورا دردینه دوزمک اولار.

باخ بورا سوز بوردادی داشلاری یولداش وورور…

معنی

اونی که هر روز به من سر میزد امروز به من سنگ میزنه.

اونی که امروز به من سنگ میزنه به بیگانه ها سر میزنه.

بیگانه اکه سنگ بزنه دردشو میشه تحمل کرد.

ببین منو حرف من اینجاست سنگهارو دوست میزنه…

.

.

.

اورییمله باجارمرام او گوزلره ویریلمشام

لیل سو کیمی آخیب گلیب چاتیب سنده دورولمشام

درد اورییمده آشیب داشیب غمده منن قوجاخ ب

آتما منی زامان چاشیب بو دنیادان یورولمیشام؟اورییمله باجارمرام او گوزلره ویریلمشام

لیل سو کیمی آخیب گلیب چاتیب سنده دورولمشام

درد اورییمده آشیب داشیب غمده منن قوجاخ ب

آتما منی زامان چاشیب بو دنیادان یورولمیشام؟

تورا بس منتظر ماندم,اوتاندی لحظه لر مندن.بدان من دوستت دارم,اینان بو یاشلی

گوزلردن.سفر از تو گذر از تو,فقط یول گوزلماخ مندن.فقط با یک نگاه تو,اوچاردی غصه لر مندن.

.

.

.

بی وفا جانان یولوندا جان گویان دیواندور.شاهیدیم بو مطلبه شمعه یانان پرواندور. شمع

یولوندا یانماغا,پروانه ایلر افتخار.شمع دیر بیچاره پروانه,عجب دیواندور.

.

.

.

سن سن حیاتمن معناسی

سن سن سوگیمین رویاسی

سن سن دنیامین دنیاسی

سنی چخ ایستیرم کلم دلماسی

.

.

.

بیر دنیز دوشون سوسوز / بیر انسان دوشون موتسوز

بیر بهار دوشون چیچک سیز / بیرده منی دوشون سنسیز

هیچ الورمو؟

.

.

.

عزیزیم آشا آشا / سو گلیر داشا داشا

بیر جانم وار ثروتیم / اودا قربان داداشا

.

.

.

گل دونیانی بولوشدورک / دنیز منیم دالقا سنین

گونش منیم ایشیق سنین  / هامّیسی سنین سنده منیم

.

.

.

تو را بس منتظر ماندم / اوتاندی لحظه لر مندن

بدان من دوستت دارم / اینان بو یاشلی گوزلردن

.

.

.

سفر از تو گذر از تو / فقط یول گوزلماخ مندن

فقط با یک نگاه تو / اوچاردی غصه لر مندن

.

.

.

داغدا پائیز اولاندا / ساری سنبل سولاندا

یارا ائلچی گوندررم / اون بئش یاشی دولاندا

.

.

.

عزیزیم گؤل آلاندا / ساچا سنبل آلاندا

یاریم یادیما دوشر / الیمه گؤل آلاندا

.

.

.

گؤزوم قالدی او قاشدا / او پیکده او قاشدا

مجنون تک دلی گؤیلوم / گزیری داغدا داشدا

.

.

.

بیر گورچین کیمی دن سیزلمیشم! بولبولم یازدا چمن سیزلمیشم!

اوز دیارمدا وطن سیزلمیشم! هیچ بیلرسن نیجه سن سیزلمیشم!!!

.

.

.

داغ باشیندا اکین اولماز / اکین اولسا بیچین اولماز . . .

دنیادا مین گوزل اولسا / بیری سنین تکین اولماز . . .

.

.

.

محبت قوجالماز

عشق آزالماز

دوست آیرلماز

یاخچلیق یرده قالماز

دوست دوستی آتماز

یاریما اولسون سلام

قوی کی دییم بیر کلام

ایستییرم من سنی

ایسته منی والسلام

.

.

.

اگر بیز ایکیمیز ده یاپراق اولساق پاییز فصلینده من

سنن تئز یئره دوشه جاغام تا سن دوشنده سنی

اوز قوجاغیما آلیم .

.

.

.

گوروم شیر دنیادا پیر اولماسین

گوروم تولکو جنگلده شیر اولماسین

ستمکار خلقه امیر اولماسین

بوتون پاک اورکللر گوروم شاد اولا

مقدس آذربایجان دائم آباد اولا

نوشته های خودمونی امضا دار ! (طنز)

حق نه دادنی است و نه گرفتنی، بلکه خوردنی است !

(امضا:ذیحق)

شاهنامه آخرش “ه” است!

(امضا:حاج ابوالقاسم)

برای اینکه زیر پایم را خالی نکنند روی دستهایم راه می روم!

(امضا: ژیمناستیک کار)

من کلاه گیس و آبروی آدم کچل را با هم می برم!

( امضا:باد پاییز)

پله های ترقی برای بعضی ها سُر است!

(امضا: نظافتچی پله های اداره)

افراد نمک نشناس شوربخت می شوند !

(امضا: نمکی محل)

ما به جای “آن ور دنیا” شما را به “آن دنیا” می بریم !

(امضا: یک شرکت هواپیمایی)

محافظت از “اتو” های خود را به ما بسپارید !

(امضا:اتوبان)

لطفا پس از حذف یارانه لبنیات شیربهای ما را بدون یارانه حساب کنید !

(امضا: دختران دم بخت)

دوستت دارم ای میکروب آبله مرغان !

(امضا: میکروب خروسک)

آه ما سوزناک ترین آه های دنیاست !

(امضا:اژدهای هفت سر)

 

انواع گاز اشک آور برای سرکوب تظاهرات میوه ها موجود است !

(امضا:پیاز)

لطفا روی سگتان را بالا نیاورید !

(امضا:یک آدم گربه صفت)

در بیمارستان ها تنها ما هوایتان را خواهیم داشت !

(امضا: یک کپسول اکسیژن)

اگر از شنیدن حرف مخالف فشار خونتان بالا می رود به ما بپیوندید !

(امضا:اعضای گروه فشار)

پیشرفت علم پزشکی کار . بازار ما را کساد کرده است!

(امضا:حضرت عزراییل)

ما به جمله همیشه حق با «مشتری» است اعتراض داریم !

(امضا : جمعی از سیارات منظومه شمسی)

من بیشتر از سازمان تفکیک زباله قدر زباله ها را می دانم !

(امضا : گربه محله)

صدای آب اصلا هم طنین زندگی نیست!

(امضا:مرده شور بهشت زهرا)

قول می دهم شما را رو سفید کنم.

(امضا:گچکار سر گذر)

لطفا نان ما را آجر کنید.

(امضا : بساز و بفروش های شهر)

دوغ خیلی از نوشابه سیاه بهتر است .

(امضا : دانشمندان نژاد پرست)

سیفون برای من حکم نوشابه کنار غذا را دارد

(امضا : چاه دستشویی)

اهدای خون، اهدای زندگی است

(امضا : انجمن خون آشامان )

در رمانتیک بودن ما همین بس که هم شمع داریم و هم پروانه !

(امضا : جمعی از اتوموبیل ها)