داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو
داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو

5 توصیه به کسانی که از کمبود اعتماد به نفس رنج می برند!

1- یک کار را جدید امتحان کنید.
وقتی از منطقه آرامشتان بیرون می آیید و چیزی را امتحان می‌کنید که قبلاً آن را انجام نداده بودید، نه تنها خودتان را وارد یک چالش می‌کنید بلکه محدوده‌های خود و اعتمادتان به توانایی‌های خود را گسترش می‌دهید. با امتحان کردن یک چیز تازه می‌توانید از ترس‌هایتان کم کنید و زندگی با موانع و محدودیت‌های کمتر داشته باشید.

2- برای انجام یک کار جدید نقشه بکشید و بعد آن را دنبال کنید.
این یکی از مهمترین و موثرترین راه‌های ایجاد اعتمادبه‌نفس دائم است. وقتی تصمیم می‌گیرید کاری انجام دهید و از آن عقب نمی‌کشید و آن را پیش می‌برید، خودتان به خودتان ثابت می‌کنید و اینجاست که اعتمادبه‌نفستان بالا می‌رود.

3- از مدیتیشن استفاده کنید.
مدیتیشن راهی عالی برای از بین بردن افکار منفی و دست یافتن به افکار مثبت است.

4- ورزش کنید.
این مورد اثری عمیق بر اعتمادبه‌نفس دارد. ورزش منظم و همیشگی سطح انرژی شما را بالا می‌برد و موادشیمیایی مختلفی تولید می‌کند—مثل تستوسترون و اندورفین—که حالت مثبت‌تری به شما می‌دهد. به گزارش نیک صالحی، به نظر می‌رسد ورزش به طور اتوماتیک‌وار اعتمادبه‌نفس افراد را بالا می‌برد و رویکرد شما را نسبت به زندگی تغییر می‌دهد. علاوه بر آن فرم و شکل بهتری به اندام شما می‌دهد که راهی عالی برای بالا بردن اعتمادبه‌نفس است.

5- تا زمانیکه اعتمادبه‌نفس پیدا نکرده‌اید وانمود کنید که دارید.

یک راه برای بیرون آمدن از محدودیت‌هایی که برای خودتان درست کردید این است که یک قدم بیرون از منطقه آرامشتان بگذارید. ممکن است غیرعملی به نظر برسد. انگار فقط به خودتان دروغ می‌گویید اما موضوع همین است. این راهکار کاملاً عملی است. اگر احساس اعتماد نمی‌کنید، حداقل تظاهر کنید و طوری رفتار کنید که انگار به خودتان و توانایی‌هایتان کاملاً مطمئنید و بنابر آن رفتار کنید. خیلی زود می‌بینید که احساس اعتمادبه‌نفس می‌کنید، اعتمادبه‌نفس واقعی.

اولین فرد تغییر جنسیت داده ایرانی درگذشت !

طبق خبرهای منتشرشده مریم خاتون ملک آرا، فردی که در سال 1365 تغییر جنسیت داده بود در ایام تعطیلات عید در گذشته است.

عمل تغییر جنسیت در ایران تا سال 1365 غیرممکن بود و پزشکان اجازه چنین عملی را نداشتند. مریم ملک آرا (که آن زمان فریدون نام داشت) تلاش های زیادی را انجام داده بود تا حکم شرعی اجازه عمل تغییر جنسیت را دریافت کند. او پس از مخالفت های زیادی که در جامعه آن زمان نسبت به افراد تراجنسی وجود داشت، تصمیم گرفت با امام خمینی (ره) دیدار کند و مشکلات این دسته از افراد را با ایشان در میان بگذارد، پس از طی مراحل مختلف، مریم ملک آرا همراه با سه تن از پزشکان مورد اعتماد امام خمینی (ره) خدمت ایشان رسید و مشکلات خود را در میان گذاشت. در آن جلسه پس از توضیحات مریم ملک آرا و پزشکان، امام خمینی فتوای تاریخی صادر و اعلام کردند:

«تغییر جنسیت برای این دسته از افراد اشکال شرعی ندارد»


پس از این فتوا سرنوشت بسیاری از این افراد تغییر پیدا کرد و تا به امروز افراد بی شماری پس از طی مراحل قانونی توانسته اند عمل تغییر جنسیت را انجام دهند.

ایران، یکی از پیشروها

جالب است بدانید که در حال حاضر کشور ایران از نظر علمی به یکی از پیشروها در زمینه عمل تغییر جنسیت تبدیل شده و توانسته است گوی رقابت از بسیاری کشورهای پیشرفته را برباید. برای انجام عمل تغییر جنسیت در ابتدای امر باید مشکل فرد بیمار به اثبات مراجع قانونی برسد. برای اثبات مشکل فوق پزشکی قانونی بعد از طی مرا حل قانونی و تشخیص بیماری مجوز را صادر می کند. پس از عمل تغییر جنسیت هم مراحل تغییر اوراق شناسایی صورت می گیرد و فرد می تواند با هویت جدید خود در جامعه حضور پیدا کند. همچنین هزینه جراحی تغییر جنسیت بین 9 تا 14 میلیون تومان است. در برخی اوقات هم مشکل فرد با انجام یک عمل جراحی حل نمی شود و به جراحی دوم و سوم هم می رسد. در این صورت هزینه ها بعد از جراحی اولیه هم ادامه خواهد داشت. در مورد کسانی که وضع مالی خوبی ندارند حمایت های مالی از سوی بهزیستی انجام می شود.
گفته می شود در حال حاضر در هر 100 هزار نفر جمعیت در دنیا شش نفر بیمار دچار اختلال هویت جنسی وجود دارد و ایران هم یکی از بیشترین آمار جراحی تغییر جنسیت را به خود اختصاص داده است. این موضوع بیانگر آن است که در ایران برخلاف بسیاری از کشورها این نوع جراحی بیشتر پذیرفته شده و جامعه ایران توانسته آن را بپذیرد.

مشکلات مضاعف

با تمامی فرهنگ سازی های که درباره این دسته از افراد شده اما همچنان ناآگاهی های اجتماعی، بیماران دچار اختلال جنسی را با مشکلاتی مضاعف درگیر می کند. ساده ترین این ناآگاهی ها این است که این بیماران در خیابان ها مورد اهانت قرار می گیرند و بعضی اوقات آنها از خانواده های خود نیز طرد می شوند. همین نگاه ها –خصوصا در گذشته– موجب می شد که این افراد به فحشا و تن فروشی تن دهند و نگاه ها و قضاوت های دیگران هم به همین ترتیب در موردشان شکل بگیرد. در سال های اخیر البته با آگاهی های ایجادشده این طرز نگاه ها تغییر کرده و این افراد در خانواده ها و جامعه پذیرفته شده اند.

چشمه و خشت

در باغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. صدای آب مثل صدای یار شیرین و زیبا به گوشش آمد. مرد آنقدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند.

آب فریاد زد: های، چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟…

تشنه گفت: ای آب شیرین! در این کار دو فایده است. اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه مثل شنیدن صدای موسیقی است. نوای آن حیات بخش است، مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد. صدای آب مثل هدیه برای فقیر است. پیام آزادی برای زندانی است، بوی یوسف لطیف و زیباست که از پیراهنِ یوسف به پدرش یعقوب می‌رسید .

فایده دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم، دیوار کوتاهتر می‌شود.

خم شدن و سجده در برابر خدا، مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی، دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد. خشت‌های بزرگتری برمی‌دارد.

شکنجه نوزاد 10 ماهه

لی پارک مادر جوان 20 ساله به اتهام آزار و اذیت نوزاد 10 ماهه اش توسط پلیس ایالت کانکتیکات دستگیر شده است.

به گزارش روز جمعه جام جم آنلاین به نقل از لاکتوالیته بوز، کلی پارک ساکن وست هاون ایالت کانکتیکات هنگامی که نوزاد دختر 10 ماهه اش را شکنجه و آزار می داد از این صحنه ها فیلم ویدئویی گرفته و فیلم ها را برای نامزد سابقش که پدر بچه است می فرستاد.

کلی در این فیلم ها تمام کینه اش نسبت به کودک بیگناه را با صدای بلند ابراز کرده و شکنجه هایی که به نوزاد می داد را تشریح می کرد.

اریک ویسه، پدر دخترک در عین حال 55 پیام تکان دهنده را دریافت کرد. در یکی از آنها کلی تهدید می کرد: الان صورتش را خرد می کنم. می خواهم صورتش را له کنم،‌ من از آزار این بچه لذت می برم.

در یکی از این فیلم های ویدویی کلی نوزاد بیگناه را به زمین انداخته و در حالی که با پاهایش دخترک را می غلتاند ، می گوید: بچرخ، ارزش تو کمتر از یک نصفه سیگار است.

در صحنه ای دیگر این مادر بی رحم کودک را روی زمین گذاشته و دستور می دهد : زمین را بلیس، این همان کاری است که می خواهم پدرت نیز انجام دهد.

اریک ویسه پس از دریافت این فیلم های ویدئویی بلافاصله پلیس را در جریان گذاشت و ماموران مادر بی رحم دستگیر کردند. سازمان حمایت از کودکان کلی را حضانت بچه محروم کرده و فعلا نوزاد در یک مرکز این سازمان نگهداری می شود. مترجم: بهرام افتخاری.

مردانگی

چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , ۳نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا ۶۰-۷۰ سالشون بود .

ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا ۳۵ ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم , بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از ۸ سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم

به همشون باقالی پلو با ماهیچه بده ,, خوب ما همه گیمون با تعجب و خوشحالی داشتیم بهش نگاه میکردیم که من از روی صندلیم بلند شدم و رفتم طرفش , اول بوسش کردم و بهش تبریک گفتم و بعد بهش گفتم ما قبلا غذا مون رو سفارش دادیم و مزاحم شما نمیشیم, اما بلاخره با اسرار زیاد پول غذای ما و اون زن و شوهر جوان و اون پیرزن پیره مرد رو حساب کرد و با غذای خودش که سفارش داده بود از رستوران خارج شد .

خب این جریان تا این جاش معمولی و زیبا بود , اما اونجایی خیلی تعجب کردم که دیشب با دوستام رفتیم سینما که تو صف برای گرفتن بلیط ایستاده بودیم , ناگهان با تعجب همون پسر جوان رو دیدم که با یه دختر بچه ۴-۵ ساله ایستاده بود تو صف ,,, از دوستام جدا شدم و یه جوری که متوجه من نشه نزدیکش شدم و باز هم با تعجب دیدم که دختره داره اون جوان رو بابا خطاب میکنه

دیگه داشتم از کنجکاوی میمردم , دل زدم به دریا و رفتم از پشت زدم رو کتفش ,, به محض اینکه برگشت من رو شناخت , یه ذره رنگ و روش پرید ,, اول با هم سلام و علیک کردیم بعد من با طعنه بهش گفتم , ماشالله از ۲-۳ هفته پیش بچتون بدنیا اومدو بزرگم شده ,, همینطور که داشتم صحبت میکردم پرید تو حرفم گفت ,, داداش او جریان یه دروغ بود , یه دروغ شیرین که خودم میدونم و خدای خودم,,

دیگه با هزار خواهشو تمنا گفت ,,,,, اون روز وقتی وارد رستوران شدم دستام کثیف بود و قبل از هر کاری رفتم دستام رو شستم ,, همینطور که داشتم دستام رو میشستم صدای اون پیرمرد و پیر زن رو شنیدم البته اونا نمیتونستن منو ببینن که دارن با خنده باهم صحبت میکنن , پیرزن گفت کاشکی می شد یکم ولخرجی کنی امروز یه باقالی پلو با ماهیچه بخوریم ,, الان یه سال میشه که ماهیچه نخوردم ,,, پیر مرده در جوابش گفت , ببین امدی نسازیها قرار شد بریم رستوران و یه سوپ بخریم و برگردیم خونه اینم فقط بخاطر اینکه حوصلت سر رفته بود ,, من اگه الان هم بخوام ولخرجی کنم نمیتونم بخاطر اینکه ۱۸ هزار تومان بیشتر تا سر برج برامون نمونده ,,

همینطور که داشتن با هم صحبت میکردن او کسی که سفارش غذا رو میگیره اومد سر میزشون و گفت چی میل دارین ,, پیرمرده هم بیدرنگ جواب داد , پسرم ما هردومون مریضیم اگه میشه دو تا سوپ با یه دونه از اون نونای داغتون برامون بیار ,,

من تو حالو هوای خودم نبودم همینطور اب باز بود و داشت هدر میرفت , تمام بدنم سرد شده بود احساس کردم دارم میمیرم ,, رو کردم به اسمون و گفتم خدا شکرت فقط کمکم کن ,, بعد امدم بیرون یه جوری فیلم بازی کردم که اون پیر زنه بتونه یه باقالی پلو با ماهیچه بخوره همین ,,

ازش پرسیدم که چرا دیگه پول غذای بقیه رو دادی ماهاکه دیگه احتیاج نداشتیم ,, گفت داداشمی ,, پول غذای شما که سهل بود من حاضرم دنیای خودم و بچم رو بدم ولی ابروی یه انسان رو تحقیر نکنم ,, این و گفت و رفت ,,

یادم نمیاد که باهاش خداحافظی کردم یا نه , ولی یادمه که چند ساعت روی جدول نشسته بودم و به درودیوار نگاه میکردم و مبهوت بودم …