داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو
داستان، اس ام اس و شعر

داستان، اس ام اس و شعر

دنیا دو روزه یه روز با تو یه روز علیه تو

جوان پرتلاش

جوان پرتلاش
امیر تیمور گورکانی در هر پیشامدی چندان استقامت می‌ورزید که هیچ مشکلی نمی‌توانست او را از رسیدن به هدف باز دارد. در این گونه حوادث همواره چنین می‌گفت:
روزی در جوانی از دشمن شکست خوردم و به ویرانه‌ای پناه بردم و در فکر پایان کار خویش بودم. ناگهان چشم بر مورچه‌ای ناتوان افتاد که دانه گندمی از خود بزرگ‌تر برداشته بود و از دیوار همی بالا می‌رفت. چون نیک شمارش کردم، دیدم آن دانه گندم، شصت و هفت مرتبه بر زمین افتاد؛ امّا مورچه آن دانه را رها نکرد . سرانجام آن را بر سر دیوار برد. از دیدن این استقامت و پایداری، چنان قدرتی در من پدیدار شد که هیچ گاه آن را فراموش نمی‌کنم. با خود گفتم:‌ای تیمور! تو از این مورچه کم‌تر نیستی، بر خیز و بکوش و در پی کار خود باش! برخاستم و همّت گماشتم و استقامت ورزیدم تا بدین پایه از عزت و سلطنت رسیدم.

iاس ام اس ماه رمضان

فطر آمده خوردنی فراوان بخورید

پیتزا و کباب و مرغ بریان بخوریـد

دزدانه اگر در زمضان می خوردید

شوال رسیده پس نمایان بخورید

 


قـربان هـلالت بـروم ای مـه شـوال

آورده ام از فـرط خوشـی در دو سـه تـا بـــال

ســی روز به امید وصالت سپری شد

خـم شد کمرم در رمضان همچو یکی دال

انســان از ایـــن روی بُـــود شـاد در این روز

چون باز شکم در جلــو واوسـت به دنبال



عید آمدو خنده به لبان شد

با ساز دلم شاد وروان شد

مستانه زدم سوی تو آهنگ

دوستانه دلم به آسمان شد

عید فطر مبارک

 


عید فطر، روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

 


اس ام اس به مناسبت عید فطر ..
صورتت رو بیار جلو

ممممممموه

او ن سمت صورتت

ممممممموه

عیدت مبارک نماز روزه هات هم قبول

 


اس ام اس مخصوص عید فطر اس ام اس به مناسبت عید فطر

کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن

آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه

 


چشماتو ببند …

سعی کن من رو توی ذهنت تصور کنی

.
.
.
.

بهت تبریک میگم تو ماه رو دیدی…

عیدت مبارک

 



همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم…

چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه…

 


استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان

 


روزه به پایان رسید و آمد نو عید
هر روز بر آسمانت باد امروا

 


عید است و دلم خانه ویرانه ، بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه ، بیا

یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روزه به مهمانی این خانه بیا

قصه ی فرزام کوچولوی باهوش

قصه ی فرزام کوچولوی باهوش
فرزام کوچولو 4 سالشه ، هنوز نمی تونه بره مدرسه. بیشتر وقت ها با مامانش می ره پارک ، با دوست هاش بازی می کنه ، نقاشی می کشه و به قصه های مادر بزرگ مهربونش گوش می کنه . یک روز که فرزام با مامانش رفته بود پارک ، حسابی سرگرم بازی شد و مامانش رو گم کرد. هرچی دور و برش رو نگاه کرد مامانش رو ندید. فرزام اصلا" حول نشد ، یکم فکر و بعد رفت به طرف دفتر پارک . اونجا یک آقا پلیس مهربون نشسته بود و فرزام ماجرا رو براش تعریف کرد و گفت که مامانش رو گم کرده و از پلیس خواست که کمکش کنه . آقا پلیس از بلندگوی پارک گفت: مادر فرزام پسر شما تو دفتر پارک منتظر شماست . و بعد از چند دقیقه مادر فرزام رفت پیش پسرش و اون رو در آغوش گرفت. آقا پلیس از فرزام پرسید :
از کجا یاد گرفتی که این جور موقع ها باید بری پیش پلیس؟
فرزام کوچولو جواب داد :
مادر بزرگ مهربونم که عزیز صداش می کنم ، قبلا" برام قصه پسری که توی پارک گم شده بود رو برام تعریف کرده بود و من هم همون کاری رو کردم که پسرک قصه عزیز.
پس بچه های خوب ! بدونید که قصه های مادر بزرگ ها فقط برای سرگرمی نیست و از داستان ها باید چیزهای مختلف یاد بگیریم ، تا اگه روزی به مشکلی برخوردیم ، مثل فرزام کوچولو از اون ها استفاده کنیم !

بیمارستانی با قوانین عجیب

بیمارستانی با قوانین عجیب
دیلی‌تلگراف ـ مادر بزرگ 82 ساله که در آزمایشگاه یک بیمارستان مجهز زمین خورده و پایش شکست، به خاطر عدم رسیدگی به او، از مسوولان بیمارستان شکایت کرده است.
دورین والاس اهل کانادا مدعی است هنگامی که برای انجام آزمایشی پیش‌پا افتاده در بیمارستان حاضر شده پایش لیز خورده است و فورا از پرستاران کمک خواسته است و با وجود گذشت نیم‌ساعت از اتفاق، کسی به دادش نرسیده است. طبق قوانین این بیمارستان تا زمانی که آمبولانس بیماری را به اورژانس نرساند کمکی شامل حالش نمی‌شود.
این مادربزرگ که بناچار راهی بیمارستانی دیگر شده و مورد مداوا قرار گرفت اکنون به دادگاه شکایت کرده و بابت عدم رسیدگی به‌موقع به شکستگی پایش درخواست غرامت کرده است.

گربه ای که نمی میرد

گربه ای که نمی میرد
دیلی‌تلگراف ـ گربه سیاه خیابانی با وجود 2 بار تزریق ماده کشنده به بدنش هنوز زنده است.
مسوولان مرکز نگهداری از حیوانات خیابانی در یوتا آمریکا ادعا می‌کنند به علت نداشتن امکانات کافی تا به‌حال دو بار به ناچار به این گربه مواد کشنده تزریق کرده‌اند اما او زنده مانده است.
ظاهرا در مدت 3 ماه اقامت گربه سیاه در این مرکز کسی برای نگهداری‌اش ابراز تمایل نکرده و مسوولان مجبور به کشتنش شده‌اند که هر بار ناموفق بوده‌اند، آخرین خبرها حاکی است که یک کارتن‌خواب اعلام آمادگی کرده است تا از گربه نگهداری کند.